روز نوشت های یک مهندس

در ژرفـنـای اقـیـانـوس آگـاهـی، هـمـچـون رودی کـوچـک امـا جـاری و زلـالـم تـا دریـا شـدن هـمـچـنـان نـیـازمـنـد قـطـره هـای سـخـاوتـمـنـد بـارانـم.

اکستنشن "بهبود فونت فارسی" کروم و فایرفاکس

به تازه‌گی آقای مصطفی الهیاری عزیز اقدام به تهیه و انتشار اکستنشن "بهبود فونت فارسی" کروم و فایرفاکس فونت ایران کرده‌اند.

با کمک این اکستنشن میتونید فونت سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی محبوب مثل: توییتر، توییت داک، لینکدین، فیسبوک، ویکی پدیای فارسی و... رو به خواناترین فونت‌های فارسی تغییر بدید.

الحق که یکی از بهترین و کاربردیترین اکستنشن‌هایی است که تا امروز استفاده کردم. مطمئن باشید بعد از نصب این اکستنشن با لذت خیلی بیشتری به گشت و گذار اینترنتی خودتون خواهید پرداخت. چون ظاهر سایت‌ها به شدت زیبا میشه و دیگه خبری از فونت زشت دیفالت‌شون نیست!

 

دانلود اکستنشن Firefox

دانلود اکستنشن Chrome

 

اکستنشن فونت ایران

 

سختی های درست و سختی های نادرست

سختی‌ها اگر درست باشند، مثل سختی‌های رسیدن به هدف - مدارا برای بهبود یک زندگی خانوادگی و عبور از دره‌ها - یادگیری امری جدید و به درد بخور و... سازنده جان ما هستند؛ وگرنه درونمان خام خواهد ماند.

سختی نادرست هم داریم مانند: ماندن در روابط تاریخ مصرف گذشته‌ای که هر روز عذاب است و امیدی به بهبودش نیست - ماندن در شغلی که ربطی به کیستی و جنس درونمان ندارد و امیدی در آن نیست - ماندن در سازمان یا اقلیم یا دیاری که حکام و مردمانش در ظلم و بی عدالتی از هم سبقت می گیرند.

سختی ادامه دادن اخلاق‌ها و عادت‌های مخرب مانند: عادت به قمار و شرط بندی و دود و دم و مستی و خمر و بنگ و اسمش را تفریح گذاشتن -  عادت به سوزاندن عمر پای تلویزیون و گیم و موبایل - عادت به جمع‌های بیهوده گوی و الکی خوش و اسمش را روابط اجتماعی گذاشتن - عادت به کلاس رفتن و سمینار گوش کردن و کتب خوب خواندن بدون اینکه عملا چیزی را واقعاً تغییر دهیم و بیشتر حرفهای گنده بلغور کردن بدون اینکه کاری واسه خودمان انجام دهیم.

 
"تقدیر" تو زمانی عوض می‌شود که "تغییر" ایجاد کنی و این یعنی شب و روز قدر تو

 

متن فوق از کانال تلگرام دکتر شیری برداشته شده است.

تولدت مبارک پسرم...

فکر نکنی تو یادته و منو فراموش عزیزتر از جانم. منم یادمه پسر دلبندم...

تنهایی برات تولد گرفتم. کادوتم محفوظ برات نگه داشتم.

چشم انتظار دیدار مجددتم. با یک دنیا حرف که باید باهات بزنم و قدر چند سال نگاه و نگاه و نگاه...

5 ساله شدنت مبارک عزیز دل پدر.

 

تولد پسرم

رهایی از سندروم سیندرلا !

عرض ادب خدمت همه خوبان. لبخند

امروز صبح با یه بنده خدایی داشتم میرفتم محل کارم. رادیوی ماشین رو روشن کرده بود و با دقت گوش میداد.

منم کنجکاو شدم و سرم رو از گوشیم بیرون آوردم و به دقت مطلبی که گفته میشد رو گوش دادم.

در مورد سندروم سیندرلا داشت یه روانشناس صحبت میکرد. اسمش خیلی جالب بود.

بصورت خلاصه گفت سندرم سیندرلا یعنی اینکه سواری با اسب سفید و کالسکه طلایی به دنبال دختری میاد و خوشبختش می کنه!

و با این تفکر سیندرلایی نظر دختر اینه که: پس من از فردای عقد نیازی به تلاش ندارم و همه چیز برام مهیاست و نیازهای من برآورده خواهد شد!

 

حالا نمیخوام بیام در مورد این موضوع صحبت کنم. یه سرچ کنید توی اینترنت کلی توضیح در این مورد براتون میاد.

بعد که خوب فکر کردم دیدم این مسئله نه تنها واسه خانوم ها هست بلکه آقایونم دارن! حالا شاید کمتر ولی بهرحال دارن.

دیدم بعضی از آقایونی رو هم که منتظرن یه خانم زیبا و پولدار و با اصل و نسب بهشون جواب مثبت بده. و مشابهش خیلی از خانوم ها رو هم به همین شکل.

 

به نظرم این مسئله نه تنها در مورد ازدواج بلکه در مورد خیلی از مسائل دیگه هم وجود داره. وقتی منتظر باشیم که معجزه ای توی زندگیمون رخ بده یا یه گنجی پیدا کنیم یا قرعه کشی بانک برنده بشیم یا یکی پیدا بشه کمکمون کنه توی مشکلات و هزار تا مورد مشابه دیگه، همه یک معنی رو میدن.

 

فرافکنی و تنبلی و نداشتن عزت نفس

 

 حالا اسم علمیش رو گذاشتن سندروم.!

 

به نظر من این قبیل تصورات و رویاها روز به روز آدم رو گوشه گیرتر، افسرده تر و ناامیدتر میکنه. افراد از خود واقعیشون فرار میکنن. همه یه نقاب میزنن و چیزی رو نشون میدن که در تصوراتشونه. واسه همین خیلیا جرات نشون دادن حتی تصویر خودشونم ندارن! میشن دنباله رو یک سری از افرادیکه از نظر اونا به رویاهاشون نزدیک ترن.

 

ولی واقعیت اینه که همه افراد با هر سن و سالی و هر موقعیت و شخصیت و ظاهری به نوبه خودشون زیبا هستن.

شمایی که داری این مطلب رو میخونی، باید باور کنی که منحصر به فرد آفریده شدی. دوباره هیچ شخصی مثل تو نخواهد آمد.

پس لطفا دست از مقایسه خودت با سایرین بردار. از خود واقعیت لذت ببر. با خودت در صلح باش. با خودت مهربان باش و عاشق خودت شو.

دوست من، بجای اینکه منتظر باشی شرایط تغییر کنه یا یه نفر پیدا بشه خوشبختت کنه روی پای خودت وایستا. روی خودت کار کن. مستقل از هر انسان دیگه ای شو. رشد کن و بزرگ شو. حاضر باش بهای رشدت رو هر چند زیاد پرداخت کنی.

و مطمئن باش با استقلال خودت بهترین افراد و اتفاقها سر راهت نمایان میشن. شک نکن.

در ضمن هر وقت هم ناامید شدی و انرژیت داشت کم میشد همراه با من این کلیپ کوتاه رو گوش کن و ادامه بده. یا علی...

  

 

فایل صوتی این کلیپ رو هم میتونید از اینجا دانلود کنید. :)

 

بین سختی و تنبلی عمیقا تفاوت است

در قرآن گفته شده: ان مع العسر یسری. یعنی با هر سختی آسانی است. نگفته با هر تنبلی آسانی است!

بین سختی کشیدن برای رسیدن به نتیجه دلخواه با تنبلی کردن تفاوت بسیار است.

به اندازه فکرتان صرفا بزرگ خواهید شد ولی به اندازه اقدامتان به موفقیت میرسید.

(قابل توجه دوستانی که صرفا انگیزشی صحبت میکنند!)

داستان زندگی 31 ساله من – بخش دوم

و اما ادامه...

روزی که تصمیم گرفتم واسه همیشه برم رو هنوز هم یادمه. انگار همین دیروز بود. تصمیم خیلی خیلی سختی بود. از یه طرف دوری از پسرم و خانوادم و دوستام و تمام داشته های زندگیم و از طرفی دیگه ناشناخته بودن آینده ای که هنوز نیومده بود.

ولی اینو خوب میدونستم که اگر بمونم نابود شدنم قطعی بود. پس تصمیمم رو قطعی کردم.

شاید باورتون نشه. ولی فقط گفتم میرم. نمیدونستم کجا باید برم. فقط دوست داشتم هر چه بیشتر دور بشم. با خودم میگفتم یا میرم شمال کشور یا جنوب یا هم تبریز. اول رفتم و یه بلیط اتوبوس برای مشهد گرفتم. گفتم وقتی رسیدم مشهد بالاخره یه جایی خواهم رفت.

بلیط رو که گرفتم توی ترمینال نشسته بودم که بصورت اتفاقی یکی از دوستام تماس گرفت. از ماجرام تا حدودی اطلاع داشت. گفت یه کار مرتبط با رشته تحصیلیت توی تهران پیدا کردم و بیا اینجا و...

منم که برام مهم نبود کجا میخواستم برم و ... سریع قبول کردم و بلیط رو پس دادم و راهی تهران شدم.

 

داستان زندگی 31 ساله من – بخش اول

خوب دیگه. فکر میکنم رسیدیم به بخش مهم ماجرا. اگه یادتون باشه توی یه مطلب وبلاگ گفته بودم که بزودی داستان زندگی شخصی خودم رو میگم. ولی بخاطر یکسری مشغله هایی که بوجود اومد یادم رفت و به تاخیر افتاد. بابت همین ازتون پوزش میخوام.

 

فقط قبل از اینکه بخوام شروع کنم باید چند نکته رو یادآور بشم.

ببینید دوستان برای من فضای مجازی با فضای واقعی زندگیم فرقی نداره. همیشه و همه جا سعی کردم خودم باشم. اگه نظر و عقیده ای دارم بطور شفاف بیان کنم. و همین شاید به مزاج خیلیها خوش نیاد.

پس ازتون خواهشی که دارم اینه که به دیدگاه های هم احترام بزاریم.

مورد دیگه اینکه قبل از قضاوت کردن سعی کنید بطور کامل و واقعی خودتون رو جای شخصی که داره این صحبت ها رو میکنه بزارین.

و در نهایتم اینکه به تصمیم های هم احترام بزاریم. اونم تصمیماتی که منطقی و با بررسی های مختلفی گرفته شدند.

راستی، چون یادآوری یکسری از خاطرات برام سخته فکر میکنم بعد از نوشتن این مطالب یکی دو روزی نیام وب. چون مطمئنا به ریکاوری ذهنی احتیاج خواهم داشت.

ولی بهرصورت صحبتهام رو میگم. لااقلش اینه که اگر عمری بود در آینده میتونم به پسرم نشون بدم تا بدونه واقعیت چی بوده...

 

احمد حیدری هستم. یه برنامه نویس و طراح سایت که نمیدونم چرا، ولی یه حسی بهم گفت بعد از 10 سال طراحی سایت و کار و بدست آوردن تجربه های تلخ و شیرین بسیار در زندگیم یک وبلاگ ساده جاش خالیه. واسه همین تصمیم گرفتم ایجادش کنم و اتفاقات روزمره ام رو داخلش بنوسیم تا آیندگان رو ارجاع بدم بهش!
Based On Erfan Theme طراحی شده با عشق به انضمام کمی خلاقیت توسط: احمد حیدری - (کپی قالب و محتوای آن کاملا آزاد است...)